۞ امیرالمومنین (علیه السلام):
إنّ دين اللّه لا يعرف بالرجال بل بآية الحقّ، فاعرف الحقّ تعرف أهله‏

موقعیت شما : صفحه اصلی » خاطرات
  • 27 مارس 2020 - 10:38
  • 326 بازدید
خاطراتی تکان دهنده از یک آشنا-۲
خاطراتی تکان دهنده از یک آشنا-۲

خاطراتی تکان دهنده از یک آشنا-۲

بعد از آشنایی با آقای خبازیان نگاهم به همه چیز تغییر کرد و متوجه اشتباهاتم شدم...

این مطلب ادامه خاطره ای است که در گذشته انتشار یافته جهت نمایش قسمت اول این خاطره اینجا را انتخاب کنید.

… بعد از تمام شدنش هم باز اشتیاق دانستن بحث بعدی درونم مشتعل بود.دوست داشتم دوباره فردا شود تا بتوانم کار را با یک سری مطالب جدید شروع کنم.هر روز چیزهای جدید تری یاد میگرفتم و بعضی اوقات وقتی یک مطلبی برایم جالب بود چند بار آن را گوش میکردم که بتوانم در جاهای خاص از آن بهتر استفاده کنم.

کم کم دیگر به چشم کلاس درس به کارم نگاه میکردم و احساس میکردم که سر کلاس درس مرحوم خبازیان حضور دارم.لحظه به لحظۀ مجالس را در ذهنم زنده میکردم و ادب را در حضور استاد رعایت میکردم.

سعی میکردم در تمام لحظاتی که مشغول پیاده سازی مباحث شیرین دینی هستم با غسل و وضو باشم و احترام خاصی برای کلماتی که با دست من نوشته میشد قائل بودم.نامهای مبارکی که تا آن روز فقط برای شب اول قبر حفظ کرده بودم و حالا با تک تک فضایل صاحبان آنها و بزرگواریشان آشنا میشدم.

آیه های کتاب مقدسی که وقتی پی به معانی و تفسیر هر کدام از آنها میبری درک زیباییش آسان تر و دلنشین تر میشود.روایات و احادیث بزرگوارانی که تا به حال به گوشم نرسیده و مطمئنم که به گوش خیلی از مدعیان هم نرسیده است.اسامی کتابهایی که با چه زحمت و مشقتی توسط بزرگان مذهب ما در طی تاریخ جمع آوری و نگاشته شده است.خطبه هایی که امیرالمؤمنین با چه ظرافتی بیان فرموده و در هر کدام چه اندرزها و راهنماییهایی برای سعادت دنیوی و اخروی ما وجود دارد.

ادعیه و زیارات مهم و دلنشین که توسط ائمه مان تعلیم داده شده و برای ما به ارمغان گذاشته اند.احادیث قدسی،آشنایی با سرگذشت نیکان،شناختن شیطان و وسوسه هایش،خالق و مخلوق،بندگی و خدایی،وظایف و تکالیف بندگان و صفات جلالیه و کمالیۀ خدای متعال،شناخت امام زمانمان و اهمیت این شناخت و انتظار و مشخصات منتظرین،اذکار معجزه گر [البته به تعبیر من]و تأثیر آنها در سعادت دنیا و آخرت،آشنایی با مقام و منزلت بانوی دو عالم حضرت فاطمۀ زهرا و رسم همسر داری ایشان و فضایل اخلاقی آن بزرگوار،اولین مخلوقات خدا و اینکه باقی مخلوقات به طفیل این خمسۀ طیبه خلق شدند،سلسلۀ نبوت از حضرت آدم تا حضرت خاتم و در ادامه ائمّۀ هدی و مقام و فضایل و برتری ایشان به انبیاء قبل از پیغمبر،توسّل و توکّل و چگونگی انجام آن،خلاصه احساسم این است که به اندازۀ یک کتابخانه کتاب خوانده ام.

شاید باور نکنید اما به جایی رسیدم که هر روزی که سئوالی یا مشکلی برایم پیش میآمد و در اوج ناراحتی وقتی سخنرانی جدیدی را برای پیاده سازی باز میکردم با کمال تعجب میدیدم که دربارۀ همان موضوع من بحث میکند و جواب سئوالم را میگرفتم.مثل اینکه تفأّل زده باشم.باور کردنی نبود.برای مثال در خانه ای که زندگی میکردم،صاحبخانه با همسرش دعوایی داشتند و کار به شکایت و دادگاه کشیده بود.در آموزه های خانوادگی رسم بر شهادت دروغ و بدون اطلاع امری منفور به حساب میآمد.

صاحبخانه از من تقاضا کرد که برای شهادت در موردی که اصلاً هیچ اطلاعی نداشتم حاضر شوم.حتی پیشنهاد کرد که در صورتی که شهادت من باعث پیروزی او در دادگاه شود یک ماشین صفر به من بدهد.این بر خلاف اعتقاداتم بود و همان روز هم متنی که تایپ کرده بودم در مورد حرفی که زده میشود و تأثیراتش تا مدتها باقی میماند و موجب آزار عده ای میشود بود.

در تصمیمم مصمم تر شدم که به هیچ عنوان حتی به قیمت تخلیۀ خانه تن به شهادت ندهم.همین هم شد که بعد از آن روز که جواب رد دادم،صاحبخانه گفت که فوراً دنبال خانه باشم و ظرف مدت دو هفته آنجا را تخلیه کنم.با مبلغی که داشتم فکرش را هم نمیتوانستم بکنم که خانه گیر بیاورم.لب تاپم را روشن کردم و دوباره سخنرانی جدیدی را شروع کردم.سخن بر سر توسل به امام زمان بود.اینکه ما شیعه معتقدیم امام غایبی داریم که در مواقع اضطراری کافیست بگوییم یا صاحب الزمان ادرکنی!

ادامه دارد…

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*

نوزده − 7 =